الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )

41

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )

پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نماز مىخواند ، ايشان نمازش را كوتاه مىكرد و به سراغ آن فرد مىرفت تا خواسته‌اش را برآورده كند ، سپس به نمازش برمىگشت . بيشتر از ديگران متبسم بود و به خاطر قرآن ، موعظه و وحى كه بر او نازل مىشد ، پاك‌ترين نفس را داشت . « 1 » روايت شده است كه خادمان مدينه ، بعد از نماز صبح ، ظرف‌هاى خود را كه پر از آب بود ، مىآوردند تا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دست در آنها كند و تبرك نمايد . گاهى اوقات هوا سرد بود ، ولى آن حضرت باز هم اين كار را انجام مىداد . « 2 » گاهى اوقات مردم ، كودكان خود را مىآوردند تا پيامبر براى آنها دعا كند و اسم بگذارد تا متبرك شوند و ايشان براى احترام خانواده ، كودك را در دامنش مىگذاشت . گاهى اوقات نيز كودك ادرار مىكرد و خانواده‌اش بر سر او فرياد مىزدند ، ولى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىفرمود : اين كار را نكنيد و بگذاريد كه او به راحتى ادرار كند . آن حضرت كودك را آزاد مىگذاشت تا ادرار كند و هنگامى كه تمام مىشد ، براى او دعا مىكرد و يا اسمى برايش انتخاب مىكرد . اين كار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله باعث شادى آن خانواده مىشد و هيچ اثرى از ناراحتى در چهرهء مبارك ايشان ديده نمىشد . هنگامى كه آنها مىرفتند ، پيامبر لباسش را مىشست . « 3 » روايت شده است كه مردى داخل مسجد شد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، با اين‌كه تنها بود ، از جايش بلند شد و براى او جا باز كرد . آن مرد گفت : اى رسول خدا ، جا كه وسيع است .

--> ( 1 ) . الشفاء بتعريف حقوق المصطفى ، ج 1 ، ص 122 . ( 2 ) . نظم درر السمطين ، ص 61 . ( 3 ) . مكارم اخلاق ، ص 25 .